الشيخ البهائي العاملي
868
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
برادران ميّت و ميّت در يك زمان بميرند و تقديم و تأخير مشخّص نباشد . و بعضى از مجتهدين در غرقى و مهدوم عليه توقّف كردهاند « 1 » . هفتم آنكه : ميانهء حاجب و محجوب مغايرت باشد ، چه اگر متّحد باشند منع نمىكند مثل آنكه مادر كسى خواهر پدرى باشد ، چنانچه در بحث ميراث مجوس خواهد آمد ، يا در وطى شبهه اتّفاق افتد ، چه اگر كسى به شبهه دختر خود را وطى كند و دختر بزايد مدخوله هم مادر و هم خواهر پدرى خود خواهد بود . وجه دوم : كه سبب ميراث بردن مىشود و آن زن شوهرى است كه به عقد دوام باشد و زن آزاد باشد ، و دخول شرط نيست مگر آنكه شخصى در حالت بيمارى زنى را عقد كرده باشد ، چه در اين صورت اگر دخول نكرده بميرد ميراث نمىبرد . [ 1 ] و هريك از زن و شوهر با اصحاب مراتب ثلاث سابقه ميراث مىبرند هر گاه مانعى از موانع ميراث بردن در ايشان نباشد ، و ايشان را دو نصيب است : اوّل : اعلى ، و آن در شوهر نصف مال است و در زن چهار يك و اگرچه زنان متعدّد باشند ، هرگاه ميّت را فرزندى نباشد . دوم : ادنى ، و آن در شوهر ربع و در زن ثمن و اگر چه زنان متعدّد باشند هرگاه ميّت را فرزندى باشد . وجه سوم : ولاى آزادى چه هر گاه كسى بندهء خود را آزاد كند از او ميراث مىبرد به چهار شرط : اوّل آنكه : او را به رضا و رغبت آزاد كرده باشد يعنى آزاد كردن براو واجب نباشد
--> [ 1 ] - به شرط اينكه در همان مرض بميرد ، پس اگر برء حاصل شود و به مرض ديگر بميرد ميراثمىبرد و همچنين هرگاه مرض سالهاى بسيار طول كشد ، بلكه و همچنين هرگاه او را در آن مرض بكشند هر چند پيش از دخول باشد . ( دهكردى ، يزدى ) ( 1 ) شهيد اوّل ، دروس 2 : 357 .